تبليغاتX
انگشتان جوهري
شب یلدای امسال خانه پدر بزرگ بودیم.آخ دماغم دارد د...ر....ا...ز می شود.همه بودند.عمه ها و پچه هایش وبچه های بچه هایش عمو ها و و دایی ها و خاله هاوبقیه.آخ دماغم چرا کش می آد؟پدر بزرگ زیر لب صلواتی گفت و با انگشتهای لرزلنش الی کتاب حافظ را باز کرد.انگشتر یاقوتش روی دستش برق می زد.همه ما کنار هم دور تا دور اتق نشسته بودیم و به احترام پدر بزرگ ساکت بودیم.آخ...

اون وسط هم یه ظرف بزرگ بود پر از تکه های قرمز هندوانه و یک طرف بلور پر از آجیل و تخمه و یه ظرف هم پر از انار دانه شده و گندم شادونه .ما هم از بس خورده بودیم داشتیم می ترکیدیم....

وای نه دماغم دراز دراز شده قد مال پینوکیو .آخه دارم دروغ می گم.من هیچ مدل و نوعی از پدربزرگ و مادربزرگ ندارم و هر کدام از عمه ها و خاله هایم هم توی شهر خودشان هستند.سالی یکبار همدیگر را نمی بینیم آن هم یک عروسی یا عذا یی چیزی باشد.

دماغم دارد کوتاهتر می شود.به جای اینکه پدربزرگ عزیز و هندسامم بنشیند آن بالا (آخه کشتی گیر بوده)حافظ باز کند و با صدای قشنگش غزلی عاشقانه بخواند این تلویزیون شده همه کس و کار آدم .بالای اتاق نشسته همه اش فیلم نود و نه درصد سانسور شده پخش می کنه.قسمت غم انگیز ماجرا وقتی است که از این ویژه برنامه ها می دهد که ... آدم می سوزد!آخه تلویزیون هر چی زور می زنه تنها چیزی که به ذهنش می رسه اینه که از همین بازیگرها دعوت می کند آنها هم با هزار تا غر و فر می آیند تازه زنهای بازیگر را از گردن به بالا نشان می دهد و خواننده هایی هم که هی دود ازشون بیرون می زنه.

برید به جای ما هندونه بخورید و کندم شادونه.آخه امسال بابام یادش رفت بخره!میگه "شب چله چیه دلتون خوشه؟! "

راست میگه دلتون خوشه فرهنگ و سنت و این جور چیزها چیه ؟مانی را (ببخشید این کیبورد خارجکی نمی شه) و گرنه کلات پس معرکه است.این جور چیزها مال هم میهن های عزیزمان است که در خارج از کشور به سر می برند این طور چیز ها واسه اونهاست نه ما که هزار و یک گرفتاری داریم!

              

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 18:42  توسط سيما   |