تبليغاتX
انگشتان جوهري -
این روزها که ایران این همه قشنگ و دوست داشتنی شده و همه جاش ریخته به هم و خیابونهاش پره شعار و نفس کشیدنه به جاش اینترنتم قطع شده.این روزها حس اینکه یه گوشه بشینم و آروم آروم مثنوی بخونم نیست.پس الکی این ور و اون ور می پلکم و تی وی پرشيا رو نگاه مي كنم كه از صب تا شب از داريوش آهنگ پخش مي كنه هم ياد نوجوونيام مي افتم هم ياد اين مي افتم كه " خدايا من يادم نبود چقدر كشورم رو دوست دارم!" با داريوش زمزمه مي كنم اين شعرش رو با تموم سلولهاي بدنم.

بچه ها این قسمت اسمش آسیاست

شکل یک گربه در اینجا آشناست

چشم این گربه به دنبال شماست

بچه ها این گربه , ایران ماست

بچه ها این سرزمین نازنین

دشمن بسیار دارد در کمین

داغ دارد هم به دل هم بر جبین

بوده نامش از قدیم ایران زمین

یادگار پاکه قوم آریاست

بچه ها از هر گروه و هر نژاد

دست اندر دست هم بایست داد

فارغ از هر زنده باد و مرده باد

سر به راه مملکت باید نهاد

مام میهن عاشق صلح و صفاست

بچه ها این پرچم خیلی قشنگ

پرچم سبز و سفید و سرخ رنگ

هم نشان از صلح دارد هم زجنگ

خاره چشم دشمنان چشم تنگ

افتخاره ما به آن بی انتهاست

بچه ها این خانه ی اجدادی است

مرحم دردش کمی آزادی است

گشته ویران تشنه ی آبادی است

خسته از شلاق استبدادی است

...

بچه ها این کار فردای شماست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 19:56  توسط سيما   |